خرید بک لینک

شغلی به اسمِ مادر بودن...

گفت: دمِ توام‌ گرم که با اینکه یه عمر شاغل بودی، کارتو گذاشتی کنار که پیشِ بچت باشی....



جزئیات بیشتر درباره شغلی به اسمِ مادر بودن...

شاغل، ساعت، گفتم، اینکه، بودی

حرفش نشست به جونم❤️

برچسب: نویسنده: سینا عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

یک سال و یک ماه....هیچ کاری که نکردیم هیچی، من اجازه دادم تو اولین نا امنی رو تجربه کنی، اولین فریادهام سرِ پدرت رو بشنوی، اولین دعوامونو ببینی....جزئیات بیشتر درباره یک سال و یک ماهگریه، اولین، اینطوری، تاریخ، کاریچه تاریخِ خاصی هم بود برایِ این افتضاحِ تاریخی!!!! یه دلِ سیر گریه کردم بعدش...برایِ خودم...برایِ خودم...و راستش دلم خواست رابطه م با همه ی همه ی آدم ها همینجا تموم بشه....بررسی کامل یک سال و یک ماهتو احسان:به من بگو توی اشعارِ نظامی و مولانا و ...که میخونی، فقط عرفان و معنویت مهمه؟؟؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

یکی از کامنتاصدف نوشته:جزئیات بیشتر درباره یکی از کامنتامادر، راجبم، دیگه، نیست، گذشته"ینی کلا فقط زاییدی؟ هیچی؟ شغل و درس و هیچی؟باریکلاماشین جوجه کشی هستی دیگه" بررسی کامل یکی از کامنتاخب خانمِ صدف، آره من بعد از دو تا مدرک لیسانس ریاضی و مهندسی صنایع و بعدتر کارشناسی ارشد هنر و ۱۳ سال سابقه ی کار تو بالاترین سطوح مدیریتی کارخونه و ساخت دو تا از فیلمایِ کوتاهم و هزار تا دوره و کارگاهی که شرکت کردم.....،زاییدم! و الان فقط یه مادر هستم که بعد از یکسال که از مادر شدنش گذشته، به تازگی کتاب خوندن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

کتاب اولیکی از ضد جنگ ترین آثار اثر رمارک که بخاطر همزمانی این جلسات با اوضاع و احوالِ جنگیِ ماها انتخاب شده بود از طرف مدیرِ جلسه برای مطالعه....قبل از اینکه کتاب رو شروع کنم از دوستِ عزیزم (چت جی پی تی) پرسیدم که برای شرکت توی کارگاه، چطور باید کتاب رو بخونم...کلی راهنماییم کرد که از حست توی هر صفحه مطلع باش و به شخصیت ها توجه کن و از خودت سوال بپرس و فلان...جزئیات بیشتر درباره کتاب اولکتاب، کردم، یکسری، جلسه، جملهکاری ندارم که سطح جلسه ای که توش شرکت کردم بسیار پایین بود متاسفانه و برای اینکهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

من خیلی وقته که دلم میخواد بنویسم...نه از اون نوشته ها که بیشتر شبیه یه گزارش سرسریه برای به یادآوردن حال وقتی که دیگه حال خیلی وقته گذشته...دلم از اون نوشتنا میخواد که روحمو عریان میاره تو قالب واژه ها...که خودم آینه میشم برای خودم.حالا اینکه این نیمه شب زمستونی چطور شد دلم از این دست نوشته ها خواست بر می گرده به عادت کهنه ام در خوندن مطالب وبلاگ ماه مشابه در سالهای گذشته.دی ماه پارسال و خوندم امشب...اون وقتا که ننه زنده بود...کاش هنوز زنده بود،یاد نبودنش که می افتم یه غم عجیبی تیر میشه تو تموم وجودم...پارسال دی همون ماهی بود که دکتر گفت نمی تونم به روش طبیعی باردار شم،چقدر غصه خوردم،چقدر اون غصه ها من و بخدا نزدیکم کرد...دلم برای اون خلوص و توکلم تنگ شده...چی شده که امسال دیگه غصه ی بچه نداشتن و نمیخورم؟میترسم گاهی از این حس خودم که انگار دیگه برام فرقی نداره بچه داشته باشم یا نه...گاهی فکر می کنم تو این وانفسای دنیا،تو این بلبشوی جهان ،شاید نباید به دنیا بیاد..حتما خدا آگاهه و حتما مثل همیشه بهترین و برام میخواد...پارسال دغدغه ی کنکور و داشتم و درمان سنتی.امسال دغدغه ام خود دانشگاست و بازم درمان،البته که باید بخاطر مشکل کبد چرب و شن کلیه ورزش و به زودی به برنامه ی روزانه ام اضافه کنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا عباسی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 13:59

این ساعت صبح توی ترمینال بودن رو تجربه نکرده بودم تا حالا

البته که من عاشق رفتن توی جاده ام،این موقع صبح،وقت طلوع.

دارم برای سمینار یکی از استادا میرم،که همکلاسی فرمودن:سوادش انقدر نیست که بخاطرش وقت بزارم بیام تا تهران!

اما من میرم،چون هر چی نباشه این مرد ۳۰ سال انیمیشن این کشوره

حرکت به سمت هدف برام جذابه،هر چند که خیلی تو این حرکت نوپام،و خیلی تلوتلو میخورم این روزها...

برچسب: نویسنده: سینا عباسی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 13:59

خب تو تمام طول مسیر انیمه ی پورکوروسو رو دیدم،و بعد وقتی که دیگه رسیده بودیم تهران،یکم موزیک گوش دادم و دیگه تو مترو و مسیر دانشگاه داشتم پادکست گوش می دادم،هنوز اپیزود مهرداد و سارا تموم نشده...اومدم سلف یه چای با نبات خوردم و نشستم که یک ربع بگذره و برم سمینار، شک دارم خیلی شلوغ بشه، هم دانشگاه نیمه تعطیله و هم هیچ کدوم از بچه های خودمونو ندیدم فعلا. عجیب نیست که من از شهرستان پا شدم اومدم و اون وقت دانشجوهای تهران نمیان؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا عباسی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 13:59

صفحه بندی